تمرکز بر روی “ما” تواناترین” من” را آشکار می سازد ۱۹ قوس ( آذر ماه )

تمرکز بر روی “ما” تواناترین” من” را آشکار می سازد

۱۹ قوس ( آذر ماه )

  سنت یک از ما میخواهد تا چشم انداز و دید خود را تغییر دهیم برای اولین بار کلمه “ما” به جای “من” قرار میگیرد.

روح سنت ها، سنت اول برای اعضا”فقط برای امروز ۱۸ قوس (آذر ماه) گوش دادن

           

 نتیجه مستقیم خدمت اعضا به انجمن شنیدن پیام توسط تک تک معتادانی است که وارد NA میشوند بسیاری از نشریات NA در مورد پارادوکس “حفظ آنچه که داریم بابخشیدآن صحبت میکنند ولیکن سنتها خلاصه ای از رهنمودهایی عملی را برای انجام این کار ارائه میدهند، همانطور که جمله فوق اشاره میکند فرایند این پارادوکس زمانی شروع میشود که منافع گروه قبل از منافع خودمان مد نظر قرار گیرد. برای ما معتادان اولویت دادن به هر چیزی به غیر از خودمان مبحثی بیگانه محسوب میشود و بعضی از اولین کارهایی که در NA انجام میدهیم تمرین کاملی برای تغییر این رویکرد میباشد، یکی از اعضا اینطور نوشت من طی اولین سال پاکی ام اصلا نمی خواستم مشارکت کنم کردم متوجه شدم که موضوع مربوط به چیزی به غیر از من است. مشارکت کردن و کرده ایی. من تصور میکردم که هیچ چیز برای ارائه به جلسه ندارم اما پس از اینکه مشارکت داشتن یک پست خدماتی ما را بخشی از NA میکند ولیکن انجام این کارها صرفاً به خاطر خودمان نیست – وقتی ما در جلسات مشارکت می کنیم وقتی قبل از شروع جلسه درمکان

حاضر شده و صندلیها را میچینیم فعالانه در منافع مشترک NA سهیم میشویم. مطالب فوق به همان صورت در مقاطع پاکی بالاتر صدق میکنند. یکی از اعضا مشارکت می کرد وقتی چندین سال پاک بودم به راهنمایم گفتم هیچ یک از جلساتی که اخیراً در آنها شرکت کرده بودم تعریفی نداشتند، راهنمایم سپس پیشنهاد کرد که من به جای تمرکز بر روی آنچه که از جلسات نصیبم میشود برروی آنچه که به جلسات میبرم تمرکز کنم…. و به همین سادگی و به یکباره من در جلسات زیادی بودم که خیلی هم تعریف داشتند، مشارکت در منافع مشترکمان اجازه میدهد ما باشیم و چه در سطح گروه و چه در بخشهای دیگر ،انجمن به جای گرفتن بر روی بخشیدن تمرکز کنیم سپس در خواهیم یافت که روش ما در بهبودی بهتر و بهتر میشود.

 

تغییر دادن تمرکز از “من” به “ما” به این معنی نیست که من از تصویر محو شوم. بلکه من بهترین خود را به NA خواهم آورد تا در نتیجه ما بتوانیم بهترین کارها را انجام دهیم. 

معتادان گمنام افغانستان naafg.org

آنچه عملی نیست، روحانی هم نیست ۱۸ قوس ( آذر ماه )

آنچه عملی نیست، روحانی هم نیست

۱۸ قوس ( آذر ماه )

 نقش ما در این مشارکت انجام بهترین کاری است که هر روز میتوانیم انجام دهیم حاضر شدن در صحنه زندگی و انجام هرکاری که به ما محول میشود و به کار بردن اصول بهبودی تا حداکثر توان قول می دهیم حداکثر توان خود را به کار گیریم، نه اینکه تقلب کنیم یا تظاهر کنیم که ابرانسان هستیم بلکه صرفا برای بهبودی خود سخت تلاش میکنیم. 

فقط برای امروز مشارکت در بهبودی، ۲۹ بهمناصل روحانی

           

 آنچه که عملی نیست، روحانی هم نیست بسیاری از ما این جمله را شنیده ایم اما معنی دقیق آن چیست؟

ما میتوانیم برای ،شروع بر روی موضوع عملی فقط برای امروز زندگی کردن تمرکز کنیم، میتوانیم به جای اینکه در مورد افسوسهای گذشته و ترسهای اینده فکر کنیم، میتوانیم برروی آنچه که دقیقاً جلوی چشممان قرار دارد تمرکز کنیم، همانطور که یکی از اعضایی کنیم. گفت: من روی امروز تمرکز میکنم و این مرا آزاد میگذارد تا در زندگی و بهبودی خود دخیل باشم شاید ما زندگیمان را در جهت خاصی برنامه ریزی کنیم ولیکن نتیجه کار را به یک نیروی مهربان و برتر از خودمان واگذار میکنیم، عضو دیگری این روش را مشارکت می کرد من از خودم سؤال میکنم پاهایم کجا هستند؟ و سپس یک پا را در جلوی پای دیگرم قرار میدهم “.

ما بهترین تلاشمان را به کار میگیریم آیا این خود یک کار عملی نیست؟ آنچه را که می توانیم در حال حاضر به انجام برسانیم پیگیر میشویم و وسوسه دستیابی به نتایج بی نقص را رها میکنیم محدودیتهای خود را شناسایی میکنیم و برحسب آنها اقدام می نماییم : زمانی احساس رضایت خواهیم کرد که بدون توجه به نتیجه کار بهترین تلاشمان را به کار گرفته باشیم. یکی از اعضا مشارکت میکرد که برای ساکت کردن آن منتقد درونی ام اغلب نیاز دارم به خودم اطمینان دهم که بهترین تلاش ام را به کار گرفته ام عضو دیگری اضافه کرد: “وقتی” راجع به آنچه که انجام میدهم احساس خوبی ،دارم بی اعتنایی به نظر دیگران نسبت به من و رد آنها به مراتب آسان تر می گردد. ثبات در به کارگیری برخی از اعمال روزانه و عملی زندگی مان را بهتر میکند. من هر چیزی را که نیاز داشتم در اینجا بدانم در همان ۳۰ روز اول یاد گرفتم. شما به من گفتید به جلسات زیادی برو و در بین این جلسات چیزی مصرف «نکن و این کار بسیار ساده به نظریه می رسید. گفتید «اگر مواد مخدر را در دست نگیری نمیتوانی مصرف کنی و نشئه شوی . به خود گفتم این افراد همه نابغه هستند. گفتید نشریات» را مطالعه کن راهنما بگیر و قدم کارکن من از همان ابتدا این پیشنهادات را دنبال کردم و توانستم باکی ام را حفظ کنم من اکنون نیز این پیشنهادات را دنبال میکنم چرا که آنها مرا در راه حال نگه میدارند.

مروز حداکثر تلاش ام را به کارمیگیریم،گامهای مورد نیاز را برمیدارم و میپذیرم که اقدامات ام کفایت میکنند و من در حد کافی هستم. 

معتادان گمنام افغانستان naafg.org

استقلال برای خودمان و دیگران ۱۷ قوس( آذر ماه )

استقلال برای خودمان و دیگران

۱۷ قوس( آذر ماه )

 

 اگر به خود و شریک زندگی مان اجازه دهیم تا به طور جداگانه استقلال داشته باشیم انگاه هریک از ما میتوانند با سرعت و نحوه خاص خود رشد و تغییر کنند.

*پاک زیستن فصل5 . روابط عاشقانه”فقط برای امروز ۱۷ قوس (آذر ماه) نامیدن یک نقص به عنوان یک نقص

 

 عضویت در NA فرصتهای زیادی را برای ما فراهم میکند تا در مورد روابط بیاموزیم،اینکار با داشتن یک راهنما و یک گروه خانگی که هردو راجع به استقلال به ما میاموزد آغاز میگردد. در هر صورت هر راهنمایی در NA فرصت آن را پیدا میکنند، که به هجویش بگویید به هر حال هر کاری را که میخواهی بکنی انجام خواهی داده بنابراین … چه این جمله در نتیجه پذیرش با عشق گفته شده باشد و چه به واسطه طعنه حاصل از خستگی – یا ترکیبی از هردو – راهنمایمان بر این واقعیت که ما مسئول بهبودی خود و همچنين پیامدهای (آن ،هستیم تاکید میکند، وقتی زمانش فرا برسد ما تغییر خواهیم کرد و همانطور که ما اغلب میگوییم این شاید بدان معنی باشد که اگر شرایط به اندازه کافی دردناک شوند ما تغییر خواهیم کرد. متن فوق در مورد گروههای مان نیز صدق میکند ما تجربه نیرو و امید خود را به يکديگر ارائه میدهیم و هر یک از ما این حق را داریم تا آنچه را که پیشنهاد شده بپذیریم یا نپذیریم، یکی از اعضا مشارکت میکرد که صادقانه بگویم، دیگر داشتم کاملا از دست یکی اعضای گروه خانگی ام که دائماً در مورد همان یک موضوع مشارکت میکرد خسته می شدم، دیگر از آزرده شدن بیزار شده بودم. بنابراین رها نموده و فضای مورد نیاز آن عضو در اختیارش قرار دادم بعد از چند ماه که او از آن مشکل خاص عبور کرده بود، شروع به تغییر کردن نمود. امروز من و آن عضو خیلی با هم صمیمی هستیم و من واقعاً بابت اینکه مجبور نبودم برای بهتر شدن حس و حالم منتظر عبور او از مشکلاتش شوم خوشحالم . توانایی در پیمودن مسیر بهبودی با سرعت و طریقه خاص خودمان و دادن اجازه چنین کاری به دیگران در کلیه روابطمان که این شامل روابط عاشقانه نیز میگردد، موثر خواهد بود، نشانه یک رابطه صادقانه این نیست که در مورد همه چیز صد در صد توافق داشته باشيم، و فرقی هم نمیکند که همسر یا شخصی که در زندگی مان است، عضو NA هست یا خیر این کاملاً منطقی است که وقتی دچار اختلاف نظر و یا داشتن ارزشهای متفاوت یا درجات مختلفی از تمایل به اجرای اصول هستیم نسبت به روابطمان احساس ناراحتی کنیم. تمرین استقلال دانستن آن است که درچه زمانی پافشاری کنیم و درچه زمانی رها کنیم و اگر جواب این سؤال کاملاً واضح نیست میتوانیم برای راهنمایی به گروه و یا راهنمای خود رجوع کنیم.

 با قبول مسئولیت برای زندگی و بهبودی ام و همچنین فراهم نمودن فضای بهبودی برای دیگران استقلال را تمرین خواهم نمود.

معتادان گمنام افغانستان naafg.org

جهت یادگیری روشن بین باشیم ۱۶ قوس ( آذر ماه )

جهت یادگیری روشن بین باشیم

۱۶ قوس ( آذر ماه )

 

 روشن این و واین اموزش بودن درباره اصول اساسی مان کمک می کند تا درکمان عمیق تر و بالغ گردد.

روح سنتها ،مقدمه در این کتابفقط برای امروز ۱۶ قوس (آذر ماه) تحمل عواطف خود

 

 بسیاری از ما در اوایل بهبودی دورانی را تجربه میکنیم که بعضی به آن سندروم “بيتر بن می‌گویند، برخی از ما هم مانند شخصیت خیال “پیترین که هیچوقت نمی خواهد بالغ شود. تلاش می کنیم آن دوران کودکی را که اعتیاد از ما ربوده بود مجددا به دست آوریم. شاید جبران : دوران از دست رفته یک واکنش طبیعی به آزادی نویافته و لذت بخشمان باشد. آن خنده ها و خوشی هایی که در مصاحبت معتادان دیگر تجربه میکنیم بخش بزرگی است از آنچه که در هر مقطعی از بهبودی ما را به جلسات بازمی گرداند، ولیکن ممکن است همانند بسیار چیزهای دیگر، ما رویکرد “پیترین” را در حد افراط به کار گرفته و از مسئولانه رفتار کردن یا بالغ شدن در بهبودی اجتناب کنیم.

همچنان که سن و مقطع پاکیمان افزایش مییابد آگاهی از اینکه اعضای جدید از ما به عنوان اعضای پیشین و قدیمی انجمن یاد میکنند میتواند باعث تعجب مان گردد. یکی از اعضا چنین مشارکت میکرد من کسی را یک عضو قدیمی میشمارم که حداقل ۵ سال از من بزرگتر باشد. در مقطعی از بهبودیم متوجه شدم که این تعریف در رابطه با خود من هم صدق میکند چرا که اعضای دیگر مرا به عنوان منبعی برای ارائه اطلاعات و راهنمایی می شناسند. همین باعث شد احساس کنم که اگر قرار باشد برچسب یک عضو قدیمی را حمل کرده و وظایف او را انجام دهم، باید دارای اطلاعات بیشتری باشم و سنتها را کار کنم.

 در عين حال، بعضی از ما ممکن است مانند “پیترین” در مقابل ایده بالغ بودن مقاومت به خرج دهیم و یا ایده پیگیری در کی عمیق تر از اصول مان را به دلیل اینکه فکر می کنیم این کار کسل کننده است رد کنیم. ممکن است هر دو مورد فوق بهانه ای باشند برای داشتن یک ذهن بسته به همین ترتیب گفتن ما همیشه اینجوری بوده ایم باعث میشود در مورد موضوعات بحث و گفتگو نکنیم یا اینکه هیچ کندوکاوی در مورد نگرشهای متفاوت نداشته باشیم.

 از طرف دیگر، روشن بین و آموزش پذیر ماندن به ما اجازه میدهد نگرشهای مختلف را از طریق مطالعه، بحث و گفتگو، تعمق و تفکر مد نظر قرار دهیم،ما با داشتن ذهنی باز نسبت به یادگیری بیشتر اصول راهنمای مان اغلب کاربردهای جدیدی را در زندگی مان درون و بیرون NA و همچنین در گروهها و خدمات پیدا می کنیم، یکی از اعضا مشارکت میکرد قبل از اینکه با سنت ها آشنا شوم من به آنها به عنوان یک سری قوانین انعطاف ناپذیر می نگریستم و متوجه نشده بودم که سنتها با ایجاد شرایطی که در آن خلاقیت و آزادی در خدمت به NA وجود دارد ما را از بدترین رفتارهای آنی مان محافظت می کنند. 

 

 آموزش پذیر خواهم بود و ذهنم را برای درک عمیق تری از سنتها باز خواهم گذاشت. همچنانکه در بهبودی بالغ میشوم مسئولیت خود را در رابطه با آموزش و آماده سازی دیگران در نظر خواهم داشت.

معتادان گمنام افغانستان naafg.org

درک بدون قید و شرط ۱۵ قوس ( آذر ماه )

درک بدون قید و شرط

۱۵ قوس ( آذر ماه )

بعضی وقتها ما با بزرگترین مشکلات زندگی شاخ به شاخ میشویم و رابطه ای که با راهنما و رهجوهای مان داریم میتواند آن درک و حمایتی را که برای حرکت به جلو نیاز داریم برای ما فراهم کند. 

*راهنما و رهجو فصل4، حفظ و توسعه روابط راهنما و رهجو*فقط برای امروز ۱۴ قوس (آذر ماه) افرادی که خواهان بهبودی هستند

          

 واقعیت زندگی بدیهیات و وقایع ناگوار آن اغلب بهبودی مان را به چالش میکشند،و ما برای جان سالم به در بردن از چنین شرایطی به روابطمان با معتادان در حال بهبودی دیگر اتکا میکنیم،به ما گفته شده که دیگر” تحت هیچ شرایطی مجبور نیستیم مصرف کنیم و ما شواهد گسترده ای از این حقیقت را در تجربیات خود و داستانهای سایر اعضا میبینیم، وقتی اصطلاحی مانند نقل قول فوق را خوانده و راجع به ارتباط آن با شرایط خودمان تفکر میکنیم به احتمال زیاد به کسانی که ما در گذشته کمکشان کرده ایم یا آنهایی که طی اتفاقات بدی که برای ما رخ داده بود به ما کمک کردند فکر میکنیم ) این افراد اغلب راهنما یا رهجوهای ما بودند، اما ممکن هم هست که اعضای عادی NA بوده باشند. معتادان دیگر ما را درک و حمایت میکنند و بسیاری از آنها یا تجارب مشابهی داشته اند، یا میتوانند عضو دیگری را که چنین شرایطی را تجربه کرده باشد به ما معرفی کنند.

 اما اگر شرایط ناگوار را خودمان ایجاد کرده باشیم چطور؟ شرایطی که در آن مرتکب خلاف هایی با پیامدهای بسیار جدی شده باشیم یا به جای آنکه لطمه زده باشیم لطمه خورده ایم آیا ما میتوانیم تحت چنین شرایطی پاکی خود را حفظ کنیم. آیا هنوز هم ارزش آنرا را داریم که همدردهایمان در انجمن ما را حمایت نموده و درک کنند؟ تحت هر شرایطی با وجود اینکه ما کلیه اعمال یکدیگر را تأیید نمیکنیم تمرین درک نمودن مشروط چیزی نیست و ما ارزش آن را داریم که درک شویم ” تحت هر شرایطی”

 درک نمودن یکدیگر به معنای داشتن احساس تشابه و کمک به یکدیگر تحت شرایط دشوار است درک نمودن همچنین به معنای آگاهی از این واقعیت است که علیرغم رفتار منفی و خسارت امیزمان ما هنوز معتاد هستیم و به همدلی نیاز داریم، درک کردن نشانگر اهمیت هدف اصلی ما در رساندن پیام به تک تک معتادان است – در جلسات درخانه در خیابان در زندانها و بیمارستانها با چنین روحیه سخاوتمندی توام با کمی بخشش و بردباری -حرکت به جلو و التیام برای همه ما امکان پذیر خواهد بود.

همانطور که دوستان من درطی بدترین شرایط درک و پذیرش را به من نشان دادند من هم متعهد میشوم که بدون توجه به شرایط خاص دیگران برای حمایت از آنها حضور داشته باشم.

معتادان گمنام افغانستان naafg.org

ایمان ساده ۱۴ قوس ( آذر ماه )

ایمان ساده

۱۴ قوس ( آذر ماه )

 وقتی در زندگی ذهن ما درگیرمسئله ای پیچیده میشود اگر با هشیاری تمام چیزهایی را که به خوبی پیش میرود به یاد بیاوریم کار درستی انجام داده ایم.

 فقط برای امروز ۲۹ دی ازگاه کوه ساختنفقط برای امروز ۱۴ قوس (آذر ماه) افرادی که خواهان بهبودی هستند

       

 بعد از مدتی ،بهبودی این واقعیت را کشف میکنیم که دلیل غیر قابل اداره بودن زندگی مان ما میتواند چیزی به غیر از مصرف مواد مخدر باشد. درعین حال متوجه میشویم بعضی از مشکلاتی که با آنها روبرو هستیم نتیجه عواملی به غیراز بیماری اعتیاد میباشند. چنین واقعیتی میتواند مخصوصاً ناراحت کننده باشد، به خصوص پس از تلاشهای زیادی که برای به دست آوردن رهایی از بیماری مان به کار گرفته ایم، تلاشهایی مانند پرورش توانایی مان در ایجاد و حفظ برنامه روزانه و برگزیدن اهداف و دستیابی به آنها، ما برای مدتهای مدیدی در شرایطی دشوار قرار گرفته بودیم اما بالاخره مشغول حرکت به سوی یک مقصد هستیم و سپس دردسرها شروع میشوند، کسی در لحظه آخر قرار ملاقاتی را لغو میکنداتوبوس دیر میرسد.

 پولی را که روی آن حساب کرده بودیم به موقع دریافت نمیشود مشکلات بیرونی واقعیتی از زندگی هستند و برخی اوقات اداره زندگیمان را دشوارتر مینمایند ما به عنوان کسانی که به آشفتگی خو گرفته ایم میتوانیم تحمل بسیار کمی نسبت به دردسرهایی که مسئولیتشان با ما نبوده است از خود نشان دهیم. پذیرش و ایمان اغلب دست در دست هم دارند، به خصوص تحت این چنین شرایط دشواری، یکی از خطرهای واقعی در رابطه با تمرین ،ایمان زمانی نمایان میشود که ما بیش از حد برروی مشکلات پیچیده تمرکز کنیم ما گرایش آن را داریم که تحت این شرایط به جای اینکه به سادگی با مسائل مربوطه روبرو شویم در مورد آن بیش از حد تعمق کنیم و به فکر کردن در مورد اینکه مشکل مذکور چگونه در برنامه ریزیهای ما خدشه ایجاد میکند ادامه می دهیم. وسواس فکری خود محورانه برای ما قلمروی آشنایی است و تحت شرایطی که هیچ چیز خوب پیش نمی رود، چه جایی بهتر از آن؟ یکی از اعضا این طور مشارکت میکرد:حتی اگر ۹۹ تا از کارهای من به خوبی پیش برود تنها چیزی که میتوانم به آن فکر کنم آن تک کاری است که خوب پیش نرفته .

مشارکت با معتادان دیگر میتواند کمک کند تا از وسواس فکری به سوی ایمان بازگردیم وقتی راهنمای ما پیشنهاد میکند یک لیست شکرگذاری ،بنویسیم، منظور این نیست که تظاهر کنیم سختیها و مشکلات وجود ندارند – منظور این است که نگرش بهتری را نسبت به قضایا پیدا کنیم، نگریستن بی طرفانه به زندگی خود کمک میکند به ایمانمان وصل شویم. بله گاهی اوقات کاری به شکل مطلوب انجام نمیگیرد ولیکن بسیاری دیگر از جوانب زندگی مان به مراتب بهتر از زمانی است که خودمان به تنهایی آن را اداره میکردیم ما خوب خواهیم بود. در واقع خوب هستیم.*

 

 وقتی مشکلی پیش می آید، مجبور نیستم تظاهر کنم که این مسئله باعث ناراحتی ام نشده است، ولیکن در عین حال باید مطمئن شوم توجهی که به آن مشکل اختصاص می دهم متناسب با نوع و ماهیت آن مشکل باشد، به خصوص در مقایسه با تمام چیزهایی که به خوبی پیش میروند.

معتادان گمنام افغانستان naafg.org

آسیب پذیری پیوندها را ایجاد میکند ۱۳ قوس ( آذر ماه )

آسیب پذیری پیوندها را ایجاد میکند

۱۳ قوس ( آذر ماه )

ارزیابی صادقه از خود برای بهبودی ضروری است اما این ارزیابی فقط زمانی ممکن است که ما به اندازه کافی آسیب پذیر شویم تااجازه دهیم کسی آنقدر به ما نزدیک شود که بتواند مانند آینه درون ما را نشان دهد. 

* پاک زیستن فصل 6 گمنامی، *فقط برای امروز ۱۲ قوس (آذر ماه) بینش بدون محدودیت

      برای ما تمرین اسیب پذیر بودن با تصویر بسیار خونسرد و آراسته ای که در دهن مان از خود ساخته ایم کاملا متضاد است، غریزه ما هنوز به ما میگوید هر نشانه ای از ضعف را از ترس اینکه مبادا مورد سو استفاده دیگران قرار گیرد پنهان کنیم. بنابراین کنار گذاشتن آن ابزار دفاعی که در گذشته امنیتمان را حفظ میکرد نیاز به تصمیمی آگاهانه دارد. ما طبق انتخاب خودمان دردهایمان را به دیگران مشارکت میکنیم و در حین مقابله با فکربیمارمان و رفتارهایی که عمیقا در ما ریشه دوانده ریسک میکنیم.

 با گذشت زمان تمایلمان برای اعتماد به فرایند بهبودی افزایش می یابد و ممکن است حتی قبل از نوشتن ترازنامه بعضی از مخفی ترین اسرارمان را با دوستان جدید بهبودی درمیان بگذاریم، متوجه میشویم که تمرین اسیب پذیری ما را به دیگران نزدیکتر میکند، باوجود اینکه ما داستانهایی را در مورد اعضایی که ،ترازنامه، شان را برای یک راننده تاکسی خونده اند شنیده ایم،به ندرت کسی را پیدا خواهیم کرد که قدم پنجم خود را برای کسی به جز راهنمای خود خوانده باشد. قبل از اینکه به قدم پنجم برسیم، توانسته ایم به رهنمودهای خوب راهنمای خود اتکا کنیم و یاد گرفته ایم که میتوانیم به او اعتماد کنیم و آنچه که با او درمیان میگذاریم محرمانه تلقی خواهد شد. شاید مهم ترین چیز این باشد که راهنمایمان رفتارهای ما را قضاوت نکرده و ما را محکوم نخواهد نمود – ما به اندازه کافی خودمان را قضاوت میکنیم در عوض ایشان سعی میکنند به ما کمک کنند تا روی شرم و خجالت خود کار کرده و به سوی پذیرش حرکت کنیم.

 ماافکارمان را برروی اینکه چگونه به مرور زمان خود را برملا کرده ایم معطوف نموده وفواعد آسیب پذیر بودن را به خود یادآور میشویم. تجربه به ما جسارت آن را میدهد تا بتونیم رو در روی ترسهایمان بایستیم، ما آزادیم تا در ،جلسات، ،واقعی، خام و آسیب پذیر باشیم و به این درک میرسیم که دیوارهای ساخته شده برای حفظ امنیت مان ما را زندانی کرده اند. تلاش میکنیم روابطمان را برروی شالوده ای از اعتماد، صداقت و بی پردگی بنا کنیم.

 وقتی از صمیم قلب مشارکت میکنیم قلب دیگران را لمس میکنیم و رهجوها دوستان و همسران ما نیز خود را برملا مینمایند و به همین ترتیب، ارزش آسیب پذیری بیشتر نمایان میگردد. تجربه نشان داده که ما میتوانیم بدون مخفی سازی آسیب پذیر باشیم، همانطور که یکی از اعضا مشارکت میکرد آسیب پذیری مانند یک چسب بسیار قوی است و به شکل بی نظیری ما را به یکدیگر می چسباند.

امروز شهامت آن را خواهم داشت که آسیب پذیر باشم افکار و احساسات حقیقی ام را مشارکت خواهم کرد و به آنهایی که دوستم دارند اجازه می دهم کلیت مرا بشناسند.

معتادان گمنام افغانستان 

naafg.org

انضباط برای (گاهی) نه گفتن ۱۲قوس ( آذر ماه )

انضباط برای (گاهی) نه گفتن

۱۲قوس ( آذر ماه )

تمرين انضباط برای معتادان ذاتی و طبیعی نیست و نیاز ما به نه گفتن به خودمان هم نیز چالش برانگیز است. 

روح سنت های سنت هفت، برای اعضاءپذيرش واقعیت ۱۱ قوس ( آذر ماه )

           

  آن آزادی که پس از قطع مصرف تجربه ميكنيم خارق العاده است. در پاکی بخش عظیمی از منابع مانند ،زمان،انرژی و چیزهای دیگری که سابقاً صرف حفظ اعتمادمان میگشت به ما بازگردانده میشود، “نه” گفتن به بیماریمان ما را آزاد میگذارد تا به چیزهای که در گذشته در دسترسمان نبودند بله بگوییم،همچنانکه از توانایی نویافته خود برای بله گفتن به خودمان شاد هستیم بعضی از ما ممکن است خود را در شرایطی ببینیم که به دنبال التیام از رفتارهای مخرب دیگران نیز هستیم. یکی از اعضا چنین مشارکت میکرد: پاک شدن زندگی مرا نجات داد اما اولین سال پاکی ام وزن ام چنان افزایش یافت که پوست شکمم دارای علائم کشش شده بود،پولی که قبلاً خرج مواد میشد را صرف خرید چیزهایی که نیاز نداشتم میکردم، تلاش کردم حالم را توسط پول خرج کردن خوب کنم اما این جواب نداد و من کماکان ناراضی بودم. 

انضباط داشتن میتواند در ما احساس تنبیه شدن به وجود آورد،چرا که به نظر میرسد میخواهیم خود را از چیزهایی که واقعا لذت میبریم محروم سازیم. اگر واقعا آزادیم چرا باید به خودمان نه بگوییم؟ همانطور که منابع ما محدود هستند، آزادی مان نیز شامل محدودیت میگردد. انضباط کمک میکند افکارمان را جابجا کنیم و به جای تمرکز بر روی چیزهایی که از خود دریغ کرده ایم – مثل همان تکه کیک اضافی یا لذت آنی از یک خرید اینترنتی – در مورد آنچه که با خردمندانه هزینه کردن نصیبمان میگردد تفکر کنیم. ما به آنچه با استفاده عاقلانه از منابع خود به دست میآوریم فکر میکنیم و مراقب امنیت مالی و آرامش خاطری که برای آن تلاش میکنیم خواهیم بود.

انضباط بدین معنی است که تمایل داشته باشیم به چیزهایی که در همان لحظه حالمان را خوب میکنند ولیکن بعدها برای ما هزینه در برخواهند داشت “نه” بگوییم. وقتی مابه عنوان یک انجمن به پولی که از خارج از NA به ما پیشنهاد میشود “نه” میگوئیم – و به توانایی مان به عنوان یک انجمن در تصمیم گیری برای خودمان و آزاد بودن از تاثیرات سازمانهای خارجی “بله” میگوییم – همان انضباط را به کار گرفته ایم. ما در بهبودی شخصی نیز برای رسیدن به آرامش خاطر در طولانی مدت به وسوسه های آنی و لحظه ای خود نه میگوییم، آیا ترجیح میدهیم کمی راحتی گذرا در زمان حال را تجربه کنیم یا در دراز مدت احساس آرامش و امنیتی عمیق تر و ماندنی تر داشته باشیم. انتخاب با ماست؟

 

 من نمیتوانم به همه چیز جواب مثبت بدهم. “بله” گفتن هایم را برای چیزهایی که امروز حقیقتاً برایم اهمیت دارند حفظ خواهم کرد.

معتادان گمنام افغانستان 

naafg.org

پذيرش واقعیت ۱۱ قوس ( آذر ماه )

پذيرش واقعیت

۱۱ قوس ( آذر ماه )

 همچنان که شروع به دیدن و پذیرش زندگی انطور که هست میکنیم آن دنیای خیالی که در زمان اعتیاد فعال در آن زندگی میکردیم شروع به محو شدن مینماید.

 جزوه شماره ۱۰ کار کرد قدم چهارم در رهنمودهای کلیفقط برای امروز ۱۱ قوس (آذر ماه) بهبودی: اولین اولویت ما

            

 به وجود آوردن ان واقعيت موازی که مدتها در آن زندگی میکردیم به تلاش بسیاری نیاز داشت ما در برداشتهای دروغین و خیالهای واهی در مورد زندگی مان سرمایه گذاری کردیم و حداکثر سعی خود را به خرج میدادیم تا آنها را حفظ کنیم، ما از تمام چیزها و کسانی دربیرون از زندان خود ساخته خویش قرار داشتند جدا شدیم گربه و همان طور که یک معتاد میگفت دنیای من خیلی کوچک شده بود و برای اینکه بتوانم با این واقعیت کنار بیایم خود را متقاعد میکردم هیچ چیز خارج از دایره ای که خود را در آن محصور کرده بودم اهمیت نداشت در حقیقت ما فقط خود را گول میزدیم انکار و ،ناصادقی ما را از دیدن لطمه ای که مشغول وارد کردنش بودیم محافظت میکرد، وقتی پرده خود فریبی را کنار زدیم توانستیم آن دروغهایی که قبلا به خود گفته بودیه را شناسایی کنیم.

در قدم اول ما بسیاری از حقایق را کشف کردیم اما دیدن حقیقت همیشه به پذیرش فوری آن منجر نمیگردد. پذیرش بیماریمان و زندگی همانطور که واقعا هست به زمان زیادی نیاز دارد. همانطور که یکی از اعضا میگفت. من” درذهن خودم یک اسطوره بودم و نمیخواستم این فکر را رها کنم با کارکرد قدمهای چهار و پنج ما چگونگی دقیق خطاهایمان و هم چنین آن نقاط قوتی را که دقیقا مثبت اند، شناسایی میکنیم همچنان که پاکی مان را ادامه می دهیم آن دنیای خیالی محو میشود و ما میتوانیم هم خودمان و هم زندگی مان را واضح تر ببینیم. همینطور که آن دنیای خیالی را که خود خلق کرده بودیم رها می کنیم دنیای واقعی مان سیع تر میگردد و دیگر مجبور نخواهیم بود گناه و خجالتی را که در اعتیاد فعال خلق کرده بودیم را با دلایل” موجه ولی غیر واقعی برای توجیه رفتارهای مان جایگزین نماییم ابراز حقیقت منجر به التیام میگردد.

 با خود صداقت داشته و در لحظه زندگی کردن را تمرین خواهم نمود. خیالبافی ها و توهم های غیر واقع بینانه را رها میکنم تا بتوانم هر آنچه را که زندگی امروز به من ارائه میدهد با سپاسگزاری بپذیرم. ** پذیرش*

معتادان گمنام افغانستان

این وبسایت متعلق به معتادان گمنام افغانستان  میباشد