پذیرش دیگران ۱۶ میزان ( مهرماه )

پذیرش دیگران 

۱۶ میزان ( مهرماه )

 

 نگرش ما نسبت به همه معتادان علیرغم هر مشکلی که دارند بایدپذیرش عاشقانه باشد.

 

*چگونگی عملکرد سنت سوم، “کاربرد اصول “روحانی”*فقط برای امروز ۱۶ میزان (مهر ماه) الگوی جدید زندگی

           

               〰️〰️〰️〰️〰️〰️

 

بسیاری از ما سینه خیز در حالیکه همه را دشمن میپنداشتیم و یا برای هفته ها بود که حمام نرفته بودیم و یا تازه چند دقیقه پیش در دستشویی نشئه کرده بودیم و برخی دیگر از ما در حالیکه خود را در یک دیوار بتنی غیرقابل نفوذ که روی آن نوشته بود حتی فکرش را هم نکن که بخواهی با من حرف بزنی محصور کرده بودیم و برخی دیگر نیز یواشکی با حکم دادگاه در حالیکه روزشماری میکردیم تا هرچه زودتر این دوره بگذرد تا ما بتوانیم به کاسبی و گرفتن مواد و نشئه کردن برگردیم و برخی هم با سر بالا و حق به جانب با حالت تدافعی و ادعای اینکه همه کاره و زرنگ هستیم وارد اولین جلسه خود میشویم. سنت سه میگوید تنها لازمه عضویت در NA تمایل به قطع مصرف است. این سنت اعضا را دعوت میکند تا به هر کسی که از در وارد شد خوش آمد بگویند. اما ما چطور بفهمیم که آن دیگری واقعاً تمایل به پاک شدن دارد؟ ما چطور میتوانیم این تمایل را اندازه گیری کنیم؟ نمیتوانیم ،نمیتوان روی هیچ معتادی با اطمینان شرط بست که پاک میماند. و هیچ یک از ما نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم همه ما آن تازه وارد همیشگی را میشناسیم که همه فکر میکردند هرگز پاک نمیماند و سپس میبینیم که میتواند و همینطور اتفاقات دیگری که هرگز فکرش را هم نمیکردیم که ببینیم مثل آن عضو پاکی بالای محترم که به تازه واردان بیشماری کمک کرد تا بتوانند آن دیوار غیرقابل نفوذ اطراف خود را خراب کنند و خدمات متعددی داشت و محبوبترین سخنران جمع بود – اما در نهایت لغزش کرد. این طبیعت آدمی است که یکدیگر را قضاوت کنیم و خودمان را با هم مقایسه کنیم تا جایگاه درست خود را تشخیص دهیم اما این فقط بهبودی شخصی است که به طور کامل در اختیار ماست و مسئولیت آن را بر عهده داریم و یکی از معیارهای مهم بهبودی، تمایل ما در پذیرش دیگران به همان شکلی که هستند میباشد – نه آن گونه که ما فکر میکنیم باید باشند – درست همانطور که ما پذیرفته شدیم.

 

با وجود قضاوتهای خود، سنت سوم را با پذیرش و خوشامدگویی به دیگران تمرین خواهم کرد،صرف نظر از ظاهر موقعیت و شهرتشان.

 

معتادان گمنام افغانستان

هماهنگی همسویی و تعادل ۱۵ میزان ( مهرماه )

هماهنگی همسویی و تعادل

۱۵ میزان ( مهرماه )

 

زمانیکه جسم، فکر و روح ما با یکدیگر هماهنگ باشند تغییر در زندگی ما مشهود است. ما قادر خواهیم بود تا در تعادل زندگی کنیم .

 

*پاک زیستن فصل ۳ سفر روحانی”فقط برای امروز ۱۴ میزان (مهر ماه) جبران خسارت بدون توقع

 

                    〰️〰️〰️〰️〰️〰️

معتادان با زندگی آشفته و بدون تعادل برای اولین بار وارد NA می شوند یا دوباره به برنامه برمیگردند، از نظر سلامت اوضاع ما خراب است. از لحاظ روانی کاملا سرگردان و از لحاظ روحانی در تاریکی کامل به سر میبریم، اگرچه ممکن است زندگی همه ما به یک درجه از هرج و مرج نباشد، اما هیچ کدام با خوشحالی از درب اولین جلسه خود در NA یا اولین جلسه مان پس از لغزش – با ثبات و کامل وارد نمیشویم، ما یا تلوتلو خوران و یا یواشکی و یا کاملا بی سر و صدا وارد جلسه میشویم، ما بعد از برخورد مشکل با قانون و گاه به عنوان یک زندانی به NA می آییم. گاه افراد خانواده و یا بازپروری ها ما را هل میدهند و یا عضوی از NA که قبلاً با او مصرف میکردیم و یا با او پاک شدیم ما را با خود به جلسات میکشاند. حقیقتی در این متلک معروف وجود دارد ما چند توله سگ بیمار هستیم. 

از آنجا که شروع سفر ما در بهبودی با حذف مصرف مواد آغاز میشود، اغلب اولین اتفاق بهتر شدن سلامتی ما است ذهن ما اگرچه شاید نه خیلی طولانی در افکار خوشایندی فرو میرود، از طریق شرکت در جلسات کارکرد قدمها و ایجاد ارتباط با دیگر اعضاء بیداری روحانی ما آغاز میگردد. همه ما به آن برچسب نمیزنیم یا شاید کلماتی برای توصیف آن نداریم اما چیزی در درون ما در حال تغییر است، بیرون از ما رفتارهایمان هم به طور واضح تغییر میکند. با قبول ،تعهد حضور داشتن برای بقیه و رفتار “درست”

پاک می مانیم چه بر این باور باشیم که این کار نیروی برتر عاشق است و چه اینکه ما این گونه عمل میکنیم چون راهنمایمان گفته زیرا) آن” هم روحانی است به هر حال درهم ریختگی درونی ما کمتر شده و ثبات بیرونی ما بیشتر میشود. چراغها روشن میشوند و به سادگی با باد و بارانی که مدام به سمت ما می آیند خاموش نمیشوند – چون زندگی همین است.

 

 امروز وضعیت جسمی ذهنی و روحی خود را بررسی خواهم کرد برای ایجاد تعادل و ایجاد هماهنگی چه کاری میتوانم انجام دهم؟

                   *هماهنگی*

معتادان گمنام افغانستان

سلامتی، امنیت، همبستگی ۱۴ میزان ( مهرماه )

سلامتی، امنیت، همبستگی

۱۴ میزان ( مهرماه )

 

 محیط امن NA به من فرصت رویارویی با ترسهایم را داد… محافظت و همبستگی که از برنامه گرفتم به من فضای نفس کشیدن داد. 

 

کتاب پایه رسیدن به سر منزل، ساندویچفقط برای امروز۳۰ سنبله (شهریور ماه )دعا

 

                   〰️〰️〰️〰️〰️〰️

ما با تجربه همبستگی قبل از پاک شدن غریبه نیستیم با این حال، اغلب امنیت ما با بسته نگه داشتن دهانمان گره خورده بود، یک آیین نامه رفتاری که به رازداری بیش از قضاوت خوب اهمیت میداد، ما پشت شما هستیم، بسیار خوب تا زمانی که این کار امنیت ما را حفظ کند و رفتارهای ما را پوشش دهد، ما از ترس دستگیر شدن دائم حواسمان به پشت سرمان بود.

وقتی به NA میآییم و اقرار میکنیم که به کمک نیاز داریم تا حدی معنای قبلی امنیت برای مان عوض میشود، بسیاری از ما در حالی که نفس خود را در سینه حبس کرده بودیم برای اولین بار وارد جلسات NA شدیم، ما میترسیم افرادی را ببینیم که با آنها مصرف میکردیم، افرادی که به آنها صدمه زده ایم و یا اینکه ما را به خاطر اعتیادمان از جلسه بیرون کنند. ما بلافاصله متوجه همبستگی موجود در جلسات میشویم، اما آیا میتوانیم اعتماد کنیم؟ ما را تشویق میکنند تا درباره گذشته خود مشارکت کنیم، آنچه امروز بر ما میگذرد. و تصور ما از زندگی جدید چگونه است، اما وقتی ما به همبستگی با تمام متغیرهایش عادت کنیم چگونه مطمئن شویم که این همبستگی پایدار و امن است. 

 

با گذشت زمان نفس راحتی میکشیم و متوجه میشویم که به خانه برگشته ایم. تجدید نظر ما از مفهوم همبستگی ممکن است این باشد که NA را به عنوان گروهی از بازماندگان در نظر بگیریم که به طور دسته جمعی با بیماری ما مبارزه میکنند و با بهبودی ما پیوند خورده اند. به ما گفته میشود که دیگر مجبور نیستیم به تنهایی از چیزی عبور کنیم و شاهد این هستیم که همین چیزها بین اعضا اتفاق میافتد و عاقبت ما هم به خودمان اجازه میدهیم بخشی از این همبستگی باشیم. ما تلاش میکنیم تا به جای پنهان کردن ترس هایمان بر آنها غلبه کنیم، انتقاد پذیر باشیم و با دیگران ،صمیمی ،صادق و با روی باز و آرام برخورد کنیم، گاه ما در این تلاشها موفق هستیم و بعضی وقتها هم نه. اما اشتباه نکنید، ما در این کار با هم هستیم تا NA را به جای امن تر برای هر معتادی که به دنبال مکانی برای تعلق خاطر است تبدیل کنیم.*

 

 در حالی که همچنان با ترسهای خود روبرو می شوم، اکنون در همبستگی با دیگر اعضا NA تمام تلاشم را میکنم تا به دیگران همان فرصتی را بدهم که به من داده شد تا نفس بکشند.

معتادان گمنام افغانستان

عجز، قدم یک و سنت پنج ۱۳ میزان ( مهرماه )

عجز، قدم یک و سنت پنج

۱۳ میزان ( مهرماه )

 

 قدم یک در NA منحصر به فرد است به جای پرداختن به یک ماده خاص یا یک عارضه خاص ما به عجز خود در برابر بیماری مان اقرار میکنیم.

* اصول راهنما سنت پنج برای اعضا*فقط برای امروز ۱۳ میزان (مهر ماه) طلب آمرزش، نه عدالت

 

                      〰️〰️〰️〰️〰️〰️

بسته به اینکه چه کسی داستان را تعریف میکند تمرکز قدم اول بر روی بیماری (الف) اقدامی از سر نبوغ (ب) خوش شانسی فوق العاده (س) کار یک نیروی برتر یا (د) همه موارد بالا است. اعضای اولیه ما میدانستند که تعریف یک ماده مخدر مشخص برای بیان عجز این جماعت رنگارنگ کارایی ندارد. قصد آنها این بود تا جایی را فراهم آورند تا همه ما در آن احساس هویت کنیم. اگر خودداری از نام بردن یک ماده تنها نگرانی آنها بود، قدم اول ما ممکن بود فقط بیان میکرد که ما در برابر مواد مخدر عاجز هستیم. درحالیکه قدم یک مشکل ما را در بیماری اعتیاد میبیند عجز در برابر بیماری به قدم یک ارتباط پایدار میبخشد تمرکز بر روی بیماری اعتیاد به جای نشانه های ظاهری – باعث میشود چه قبل از سم زدایی و یا پس از سالها پاکی با قدم اول ارتباط برقرار کنیم. مطمئناً مصرف مواد برجسته ترین و مخرب ترین نوع بروز بیماری اعتیاد است اما غیر قابل اداره بودن زندگی ما میتواند سالها بعد از قطع مصرف خود را نشان دهد. وقتی با پرداختن به بیرون از خود میخواهیم درون خود را درست کنیم و این ایده به نظرمان خوب میرسد دردسر ما شروع میشود یکی از اعضا متوجه شده بود که زمانی که به عجز خود اقرار کردم از پرداختن به بیرون خود دست برداشته و به سوی نیروی برتر روی آوردم تسلیم در برابر قدم یک مانند یک مدارشکن افکار بیمارگونه ما را قطع می.کند این وقفه در عمل همان چیزی است که برای فرار از غیر قابل اداره شدن به آن نیاز داریم این ارتباط پایدار در قدم یک بر روی برداشت ما از سنت پنجم هم تاثیر میگذارد آگاهی از اینکه همه ما به عنوان معتادان در حال عذاب واجد شرایط هستیم به ما یادآوری می کند تا وقتی از هدف اصلی خود یاد میکنیم همه معتادان را در نظر بگیریم. داستان کشمکشهای ما در گذشته ممکن است گویای غیر قابل اداره بودن زندگی ما باشد اما در حال حاضر عجزی که در دوران پاکی خود داریم هم مستحق قدری توجه است. صحبت درباره تلاشهای ما آخرین رکن از پیام ما را تایید می:کند ما به جلسات باز می گردیم و به جستجوی راه جدیدی برای زندگی ادامه میدهیم

عجز خود را در برخی از موقعیتهای کنونی تشخیص خواهم داد مدارشکن را روی افکار ناهنجار میچرخانم و راه را برای راهکارهای روحانی باز میکنیم.

معتادان گمنام افغانستان

امید و راه جدید رو به جلو ۱۲ میزان ( مهرماه )

امید و راه جدید رو به جلو

۱۲ میزان ( مهرماه )

 

امید از آنجا آغاز میشود که ما فکر میکنیم امکان دارد علیرغم اراده شخصی خود قطع مصرف کرده و پاک بمانیم.

 

پاک زیستن فصل ۷ زندگی به روال اصول مان”فقط برای امروز ۱۲ میزان (مهر ماه) عجایب سیروزه

 

                           〰️〰️〰️〰️〰️〰️

خیلی از ما وقتی برای اولین بار پا در جلسات میگذاریم، اعتماد خود را به بسیاری از آدمها در زندگیمان از دست داده بودیم برای بعضی از ما یک نفر هم باقی نمانده بود تا حرف ما را باور کند حتی اگر میگفتیم خورشید از شرق طلوع میکند. مهم نیست که چندین نفر در آتش اعتیاد فعال ما سوختند بارها و بارها یک نفر بیشتر از هر فرد دیگری نسبت به هر چه میگفتیم شک داشت – خودمان اوایل ،پاکی این یکی از بزرگترین مشکلات بر سر راه بسیاری از ما برای احساس واقعی اميد است ما خودمان را میشناسیم ما قابل اعتماد نیستیم گاه آدمهای زندگی ما نحوه مصرف مواد ما را میدیدند و ما را به نداشتن اراده قوی متهم میکردند، اما واقعیت این بود که اراده شخصی ما به حدی زیاد بود که حق انتخاب خود را گم کرده بودیم دیگر فاصله ای بین انگیزه ها و اقدام و عمل نداشتیم پاک شدن؟ حتماً مشکلی نیست – میتوانیم به خوبی آن را انجام دهیم – یعنی فقط تا زمانی که تمایل به مصرف پیدا کنیم. سپس تمام شرط ها به پایان میرسند.

برای پاک شدن یکی از شجاعانه ترین کارهایی که میتوانیم انجام دهیم این است که قدری امید به دلمان راه دهیم و در مقابل همه شواهد مخالفی که در طول دوران مصرف خود انباشته کرده ایم بایستیم آنهایی که مثل ما مصرف میکنند نمیتواند پاک شوند اما یکباره خود را در اتاقی مملو از کسانی مییابیم که شبیه ما مصرف میکردند و الان ظاهراً پاک هستند… شاید آیا امکان دارد؟

 

اراده شخصی رفتارهای غیر ارادی وسوسه و اجبار – حتى شاید خیلی از ما وقتی به NA می آییم دنیای اطراف خود را برای مشکلاتمان سرزنش میکنیم اما عمیقا در درون خود احساس میکنیم. آنقدر کمبود داریم که نمیتوانیم زندگی ای را که میخواستیم، داشته باشیم در NA ما افرادی را پیدا میکنیم که کمبودهایشان همانقدر مثل ما عمیق بوده و به ما یاد دادند چگونه رها شویم.

 

وقتی سر راه خود ایستاده ام دیدن راهی به جلو سخت است به دیگر معتادان اجازه میدهم به من نشان دهند چطور کنار بروم تا راهی برای رهایی پیدا کنم.

معتادان گمنام افغانستان

تسلیم وجدان گروه ۱۱ میزان ( مهرماه )

‍ تسلیم وجدان گروه

۱۱ میزان ( مهرماه )

 

چطور میفهمید که وقت آن است تا علیه تصمیم اکثریت صحبت کنید؟ و یا وقت آن است که آن تصمیم را پذیرفته و تسلیم وجدان گروه شوید؟

 

دوازده مفهوم خدماتی مفهوم 9 فقط برای امروز ۱۱ میزان (مهر ماه) رهایی از اراده شخصی

 

                              〰️〰️〰️〰️〰️〰️

هربار که گروه یا یک ساختار خدماتی تصمیمی میگیرد، قرار است که ما با آن تصمیم همسو باشیم، درست است؟ اما اگر این تصمیم برخلاف نظر ما باشد چه؟ شاید با سنت ها مغایرت داشته باشد یا اصل مهربانی با حذف چند تن از اعضا در نظر گرفته نشده باشد و یا یک درمان موقت جهت پوشش مشکلی بزرگتر باشد ممکن است تصمیمی بوده بدون استفاده از اطلاعات در دسترس، آیا این واقعاً یک وجدان گروهی آگاه بود یا بیشتر شبیه یک مسابقه محبوبیت؟ اگر مطمئن باشیم که محتوای تصمیم قبلاً امتحان شده و باشکست بدی روبرو شده است چه؟

 اگر گروه اشتباه میکند و ما درست میگوییم چه؟ که ما فرآیندی داریم گاه آن فرآیند کامل باشد مخالفت با وجدان گروهی باعث عدم اتحاد و سردرگمی میشود. اعضا مجبور به طرف گیری میشوند و برخی ممکن است گروه را ترک کرده و یا از پست خدماتی خود استعفا دهند و در حال خروج به ما بگویند، بهبودی شخصی به اتحاد NA بستگی دارد. 

 

مفهوم نهم خدماتی به طور شفاف میگوید که شنیدن همه نظرات در روند شکل گیری وجدان گروهی الزامی است. اما این بر عهده ما اعضا است که تصمیم بگیریم کدام چشم انداز بیشترین اعتبار را دارد، پذیرش و تسلیم در برابر تصمیم گرفته شده بلافاصله وقتی صورت میگیرد که همه نقطه نظرات شنیده شده باشد و گروه تصمیم میگیرد که راه خود را ادامه دهد – علیرغم آنچه در قلب ما میگذرد. 

 

اگر ما درست گفته باشیم و بعدها همه چیز به هم بریزد ما میتوانیم بخشی از راهکار باشیم – البته با فروتنی حتی اگر بارها و بارها به ما گوشزد شده است که همیشه حق با ما نیست ولی باید قبول کنیم که دیگران هم گاه اشتباه میکنند و ما نمیتوانیم کاری برایش بکنیم.

 

 امروز با نهایت تسلیم و پذیرش خود در خدمات NA شرکت میکنم، اگر نیاز شد، به گروه خود میگویم خب امیدوارم که اشتباه کرده باشم! و بهترین سعی ام را میکنم که واقعا منظورم همین باشد.

معتادان گمنام افغانستان

اعتماد یک تصمیم آگاهانه است ۱۰ میزان ( مهرماه )

اعتماد یک تصمیم آگاهانه است

۱۰ میزان ( مهرماه )

 

حتی با این وجود که نمیدانیم زندگی ما با کارکرد این قدم چه تغییری خواهد کرد یاد میگیریم به نیروی برتر اعتماد کنیم که بهتر از آنچه خود میتوانیم از ما مراقبت خواهد کرد.

 

چگونگی عملکرد قدم سومفقط برای امروز۹ میزان (مهر ماه) نه صرفاً انگیزه ای برای رشد

 

بسیاری از ما به عنوان یک تازه وارد با معانی مختلف دوازده قدم بهبودی دچار چالش میشویم و به سادگی آنها را نمیفهمیم بیشک اصول روحانی در دنیای اطراف ما عملی است اما این بدان معنی نیست که انجام آن ساده است.

 ما مفهوم بیداری روحانی را برای تازه واردان توضیح میدهیم اما اغلب توضیحات ما باعث سردرگمی بیشتر میشود. مانند خیلی چیزها در زندگی – که قدم سه هم جزو آنهاست – ما نمیتوانیم بدون تجربه کردن نتیجه را بدانیم برای بسیاری از ما معنای تصمیم برای سپردن اراده مان به مراقبت نیروی برتر گنگ است ما نیاز داریم به جای به کارگیری نیروی فکر ،خود امید، ایمان و اعتمادمان را پرورش دهیم.

همانطور که ما شروع به توسعه اعتماد در NA میکنیم شنیدن تغییرات در زندگی دیگر معتادان به ما قدرت ادامه میدهد ما به حرفهای دیگر اعضا گوش میدهیم که چطور به خداوندی که درک کاملی هم از آن ،ندارند اعتماد می .کنند ما از ایمان آنها میشنویم، کسانی که از مذهب و هر آنچه به آن مربوط است دوری کرده.اند به گفته یکی از اعضا: ” کارکرد قدم سه تصمیمی است برای گشودن یک ،در ممکن است ندانم آن طرف در چیست اما در این تصمیم میزانی از اعتماد وجود دارد چرا که میدانم از وقتی آن در باز شده زندگی ام ازهم نپاشیده است. 

اعتماد یک تصمیم آگاهانه است که ما روزانه با وجود ترس و ریسک به هر طریقی به آن عمل میکنیم ما تمام تلاش خود را میکنیم اما بعضی روزها بهترین کاریی که جهت ادامه دادن از دستمان بر میآید این است که به گونه ای رفتار کنیم که انگار به نیروی برتر اعتماد داریم بسیاری از ما از نگرش آنقدر ادایش را در بیاور تا باورش کنی پیروی میکنیم همراه با ایمان اعتماد ما هم افزایش مییابد گاه فراز و فرود .داریم رشد ما فرآیندی دردآور است. خواسته های ما برآورده نمیشوند و به چیزهایی که با دقت برنامه ریزی کرده ایم، نمیرسیم. یکی از اعضا به شوخی می:گفت گاه هدیههایی که در بهبودی دریافت میکنیم در بسته بندیهای زشتی به دست ما میرسند در هر حال، حال ما خوب است چون آموخته ایم که به این فرآیند اعتماد کنیم ما دوباره سپردن را از سر میگیریم.

 

مجبور نیستم به دانسته های خود اتکا کنم چون دارم یاد میگیرم اعتماد کنم. امروز هر اتفاقی که بیفتد تمرین میکنم نتیجه را کنترل نکنم و ایمان داشته باشم که همه چیز به خیر خواهد گذشت.

معتادان گمنام افغانستان

شفقت رفتاری متقابل ۹ میزان( مهرماه )

شفقت رفتاری متقابل ۹ میزان( مهرماه )

 ما از روی غریزه بیماری را با بیماری جواب میدهیم، اما اگر به جای آن با عشق و مهربانی روبرو شویم شرایط را برای بهبودی فراهم کرده ایم.

 

اصول راهنما سنت ۱، برای اعضافقط برای امروز۹ میزان (مهر ماه) نه صرفاً انگیزه ای برای رشد

 

                       〰️〰️〰️〰️〰️

هر چقدر ما آرزو داریم که اعضای NA با هم هماهنگ باشند باز هم اوقاتی هست که رفتار یک عضو واقعاً ما را تحریک میکند و به نظر می آید نیاز است تا ما هم پاسخی در خور همان رفتار داشته باشیم. شاید آنها با ما وارد درگیری لفظی شده و یا سعی در برخورد فیزیکی داشته باشند، رفتار یک عضو میتواند مکان جلسه ما را به خطر بیاندازد. ما هم چنین شاهد تلاش برخی از اعضا برای تضعیف تصمیمات گروه بوده ایم، و وقتی مسائل خلاف میل آنهاست در رسانه های اجتماعی شروع به بدگویی از NA میکنند. نظرتان راجع به اعضایی که اینگونه رفتار کرده و هیچ وقت در صدد جبران آن ،نیستند، چیست؟ چطور جرأت میکنند آرامش ما را بر هم بزنند؟

 

احتمالاً اولین انگیزه ما در پاسخ به رنجش خودخواهی و یا تهمت دیگران استفاده از همین نواقص در خودمان خواهد بود، اما ما میتوانیم خشم خود را آرام کنیم و منشأ آن را در نظر بگیریم وقتی ما با شفقت با بیماری دیگران برخورد میکنیم یعنی قضاوت کردن را به تعویق میاندازیم ما سعی میکنیم فرد را از بیماری اش جدا در نظر بگیریم. شاید که آنها در دوران سختی به سر میبرند شاید ما ناخواسته به آنها بی احترامی کرده باشیم و آنها راه دیگری برای ابراز درد خود بلد نیستند، شاید هم میترسند اشتباه کرده باشند و در مواجهه با مباحث، خشک و رسمی به نظر برسند. شاید هم اطلاعات غلط به ایشان داده اند و حتی شاید بیشتر از آن چیزی که دوست داریم اقرار کنیم، شبیه آنها هستیم. آهان همه ما در نهایت به بهترین شکل ممکن در حال بهبودی هستیم.

شفقت با دیگران به معنای نادیده گرفتن مسائلی که پیش میآیند نیست، با اُلویت قرار دادن ،اتحاد ما پذیرش بیشتری را نسبت به بیماری خود تمرین میکنیم. ممکن است ما ندانیم افراد از کجا میآیند اما با شناخت احساسات میتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم، در بهترین حالت واکنش ما توأم با در نظر گرفتن منافع مشترک خواهد بود، با تمرین کردن ما انرژی کمتری را صرف تفکر بر سر چگونگی مقابله بیماری با بیماری میکنیم به جای آن مزایای پاسخگویی با شفقت را میآموزیم. 

 این بار وقتی کسی با من یا گروه با تندی برخورد کرد سعی میکنم به جای استفاده از منیت خود با شفقت با او روبرو شوم. آنچه برای گروه بهترین است برای بهبودی من نیز بهتر است.

معتادان گمنام افغانستان

اتحاد در همه امور ۸ میزان ( مهرماه )

اتحاد در همه امور

۸ میزان ( مهرماه )

 

درک اتحاد در NA به ما کمک میکند تا بتوانیم یک عضو از خانواده، عضوی از اجتماع و یک عضو تیم در محل کار یا تفریح مان باشیم.

*پاکزیستن فصل1،از ناامیدی تا اشتیاق*فقط برای امروز ۸ میزان (مهر ماه) خودمان بودن

 

            〰️〰️〰️〰️〰️〰️

بسیاری از ما قبل از آمدن به NA تجربه کمی از احساس تعلق داشتیم. ما احساس میکردیم بازدیدکنندگان فرا زمینی هستیم و به ندرت به جایی تعلق داریم. ما یک احساس فلج کننده داشتیم که شیاد هستیم و در ترس زندگی میکردیم، ترس از اینکه دیگران بفهمند ما در پس ظاهر خود پنهان شده ایم.این احساس بیگانگی و بی اعتمادی بهبودی زودهنگام را دشوار میکرد. 

ما آنچه را که دیگر اعضای NA داشتند، میخواستیم اما نمیتوانستیم به قدر کافی اجازه نزدیک شدن به بقيه بدهیم، باید از جایی شروع میکردیم، بنابراین به جلسات خانگی خود پیوستیم و شروع به تمرین آموزهها و اندرزهایی کردیم که از دیگران میشنیدیم به زودی ما خود را درپست های خدمتی و گرفتن راهنما پیدا ميکنيم. ما بیش از پیش احساس میکنیم که بخشی از انجمن هستیم. حتی مواقعی که این احساس تعلق تغییر میکند ما در مییابیم که اغلب علیرغم آنچه احساس میکنیم داریم بهتر عمل میکنیم. ما همچنان در حال پیشرفت هستیم.با انجام سهم خود در بهبودی ما میآموزیم تا در زندگی هم مشارکت داشته باشیم. ما شروع به صحبت با خانواده میکنیم. 

 

ما آنقدر در یک شغل میمانیم تا افراد را بشناسیم و حتی به آنها هم فرصت بدهیم تا ما را بشناسند. به لطف NA و تجربیاتی که در جلسات به دست آورده ایم بسیاری از ما امکان آشتی با خانوادههای خود را پیدا میکنیم، به جامعه خود خدمت میکنیم و از زندگی لذت میبریم، زندگی ما متحول شده است، همانطور که از اتحاد در همه حوزههای زندگی خود کمک میگیریم به احساس رضایت و هدفمندی دست مییابیم، بیشتر روزها احساس میکنیم کامل هستیم.

همانطور که از میان ترسهایم عبور میکنم به هرجایی که به نظرم درست باشد میپیوندم، من پذیرا و بخشش گر باقی میمانم تا بتوانم بخشی از چیزی بزرگتر از خود باشم.

معتادان گمنام افغانستان

این وبسایت متعلق به معتادان گمنام افغانستان  میباشد