حسن نیت و روابط ما ۷ میزان( مهرماه )

حسن نیت و روابط ما

۷ میزان( مهرماه )

 

 در واقع، هِرمی که در سمبل انجمن است نیز در مورد روابط است؛ رابطه با خود، جامعه، خدمت و خداوند که همگی ریشه در نیت خیر دارند. اینها روابطی هستند که ما را به آزادی می‌رسانند. 

*پاک زیستن، فصل ۵، “رابطه آگاهانه”فقط برای امروز ۶ میزان (مهر ماه) امید

 

             〰️〰️〰️〰️〰️〰️

یک هرم؟ من فکر می‌کردم سمبل NA فقط یک مربع درون یک دایره است. مطمئناً، خیلی از ما با سمبل انجمن به خوبی آشنایی داریم و نسبت به معنای آن و کاربرد بالقوه‌اش در بهبودی خود آگاهیم. ما اطمینان حاصل میکنیم که رهجوها و تازه‌واردان هم مانند ما با آن آشنا شوند. احتمالاً افراد بیشتری در انجمن هستند که کمتر از ما آن را می‌شناسند. وقتی برای اولین بار لای کتاب پایه را باز می‌کنیم، تصویر این سمبل و توضیحات همراه آن را میبینیم. انگار مطلبی از کلاس هندسه را دیده‌ایم، پس ما هم از روی آن می‌گذریم. اما این مهم است، اینطور نیست؟ آنهایی که قبل از ما اینجا بودند، آن را درست بعد از فهرست مطالب قرار دادند و روی تیشرت‌ها و دیگر یادبودهای NA در سراسر دنیا آن را با رنگهای مختلف حک کردند. با این حال، برای خیلی از ما این سمبل فقط یک نماد دو بعدی است، درست همانطور که در چاپ میبینیم و به معنای آن هم زیاد فکر نکرده‌ایم.

 

در بررسی دقیق‌تر، ما میتوانیم ببینیم که این طرح تصویری سه بعدی دارد. 

یک هرم؛ در حالی که دو طرف هرم برای استحکام و استقامت آن حیاتی است، وزن و ثبات آن از پایه بالا میرود. 

 

در طرح نگاره NA، این ثبات از نیت خیر میآید. همان‌گونه که سمبل NA نشان میدهد، نیت خیر پایه و اساس همه روابط در زندگی ماست. به طور ایده‌آل، قرار است قدم‌ها به ما کمک کنند تا روابط خود با دیگران را بسازیم. سنت‌ها هم باعث تقویت ارتباط ما با جامعه، دیگر اعضای NA، عزیزانمان، زندگی کاری و غیره میشوند. اصول روحانی ما را به نیروی برترمان نزدیک‌تر میکنند و دوازده مفهوم NA به ما انگیزه خدمت میدهند و از آن حمایت می‌کنند. دایره‌ای که به دور پایه هرم آمده، برنامه جهانی را نمایانگر آن است ک برنامه جهانی na برای همه معتادان در حال بهبودی جا وجود دارد. نیت خیر باعث استحکام این به هم پیوستگی میشود و آزادی، هدیه‌ای است که حاصل آن است. بدون همراهی نیت خیر، ما نمیتوانیم روابط سالمی داشته باشیم و بدون تقویت روابط‌مان،ما نمی‌توانیم آزادی را تجربه کنیم.

 

امروز چقدر آزادم؟ اگر در حال حاضر آزادی برای من خیلی آرمانی به نظر میرسد، آیا شکافی در پایه نیت خیر هرم من وجود دارد که می‌توانم آن را ترمیم کنم؟

 معتادان گمنام افغانستان

وصل شدن به راه NA

وصل شدن به راه NA

۶ میزان ( مهرماه )

 به مشارکت گذاشتن بهبودیمان ایمان و سپاسگزاری ما را تقویت میکند. درک این احساس که تنها نیستیم ما را از انزوا و بیگانگی اعتیاد رها می سازد. 

 

اصول راهنما سنت هشت، پیشگفتارفقط برای امروز ۵ میزان (مهر ماه) پشتیبانی صحیح

 

                     〰️〰️〰️〰️〰️〰️

هنگامی که سنت هشت را مطالعه میکنیم اغلب تمرکز ما بر درک واژه هایی مثل کارمندان خاص و دفاتر خدماتی است و اهمیت غیر حرفه ای ها را در نظر نمی گیریم، درست مثل وقتی که به خاطر انبوه درختان قادر به دیدن جنگل نیستیم! قلب این سنت و ربط آن به بهبودی شخصی ما در راستای غیر حرفه ای بودن نهفته است که به ما احساس تعلق و ارتباط میدهد، قبل از آمدن به NA اکثر ما با افرادی که علایق حرفه ای برای کمک به ما داشتند، تعامل داشتیم – مشاوران، درمانگرها، روان شناسان، افسران پلیس، ماموران ناظر یا کارمندان مراکز اصلاح و تربیت، فهرست بلند بالایی از افرادی داریم که شغلشان این بود که وقتی ما کاملاً غیر قابل اداره بودیم ما را سر و سامان بدهند و مدیریت کنند. 

با همه این احوال ما همچنان سر از NA درآوردیم. در همان جلسه اول افرادی با ما احوالپرسی کردند که نگاهشان دائم به ساعت نبود، وقتشان را به رایگان در اختیار می گذاشتند. این اعضای NA پیام بهبودی را با ما به مشارکت گذاشتند نه به خاطر اینکه شغلشان این باشد بلکه چون اینگونه است که ما پاک میمانیم و بهبود پیدا میکنیم. لازم نیست تا آموزش رسمی ببینیم، مدرک و یا گواهی تحصیلی داشته باشیم، ما تجربه اعتیاد و بهبودی را داریم که تنها چیزیست که نیاز داریم. 

 

این فرآیند مشارکت آزادانه به ما نشان میدهد که دیگر تنها نیستیم، به عنوان تازه واردان، ارتباط خود را کشف میکنیم. هنگامی که پاک میمانیم و پیام خود را مشارکت میکنیم و هر بار که با عضو دیگری حرف میزنیم به طور مرتب به ما یادآوری میشود که به جایی وصل هستیم بیماری اعتیاد در انزوا و بیگانگی رشد میکند و طول پاکی به ما مصونیتی در برابر تمایل به قطع ارتباط نمیدهد. برقراری ارتباط یک فرآیند فعال است و ما آن را با مشارکت آزادانه با دیگر معتادان به دست میآوریم.

مشارکت در بهبودی پادزهری برای انزوا و بیگانگی است. با پیوستن به راه NA حس سپاسگزاری و ایمان خود را حفظ خواهم کرد.

معتادان گمنام افغانستان

هشیاری و مسیر بهبودی ۵ میزان ( مهرماه )

هشیاری و مسیر بهبودی

۵ میزان ( مهرماه )

 

ما خیلی سریع در الگوها گرفتار میشویم، نیاز به مراقبت داریم تا الگوهای قدیمی دوباره بروز نکنند

 

*پاک ،زیستن فصل ۲، ارتباط با خودمان”فقط برای امروز۳ میزان (مهر ماه)ترسیدن از احساسات خود —قدم چهارم

 

             〰️〰️〰️〰️〰️〰️

 

ماقبلا بطور کامل گرفتار میشدیم اینطور نیست؟ ما درگیر الگوهای اجباری شده بودیم که به نظر میرسید نمیتوان آنها را برای مدت طولانی متوقف کرد، اولین امید واقعی برای رهایی از مخمصه بیماری زمانی بود که ما NA را پیدا کردیم، وقتی که به عجز خود در مقابل اعتیادمان اقرار کردیم امکان تغییر رفتارمان با الگوهای جدید ،پایدار و خلاقانه تبدیل به واقعیت شد، ازاینکه از مسیر مسموم گذشته خود دور میشویم احساس آرامش میکنیم اما ماندن در مسیر بهبودی نیاز به هشیاری دارد. شکست الگوهای مخرب و تبدیل آنها به رفتارهای جدید و سالم تر نیازمند تمرین است. خبر خوب این است که امروز میتوانیم بروز بیماری را ببینیم و اغلب قبل از آنکه عمیقا به دردسر بیافتیم، میتوانیم رفتارهای گذشته خود را کنار بگذاریم، هنوز هم در اوقات درگیریهای سخت یا وقتهایی که دچار خودخشنودی ملالت بار می شویم افکاری جهت تسکین فوری به ذهن ما میآیند. گاهی اوقات وقتی خطر بازگشت به روش قدیمی وجود دارد، ما رفتارهایی با ماسک به ظاهر بهبودی جهت پرت کردن حواس خود پیدا میکنیم یکی از اعضا میگفت:من” به سرعت رفتارهای بد جدیدی را پیدا کردم تا به من همان شتاب در عمل را بدهند اگرچه در ظاهر برخی از آنها کمک کننده هم بودند، گاه در خدمتی که انجام می دهم یک تا دو دقیقه مکث میکنم و بعد چنان غرق آن میشوم که خانواده و بقیه مسئولیت هایم را نادیده میگیرم، تمرین هشیاری یک کار جدی است و به من یادآوری میکند که خطر هم در بیرون و هم در سر من وجود دارد.

چگونه مراقب بمانیم؟ مشارکت از حال و احساسمان بسیار مهم است. ما یاد میگیریم تا انتقاد پذیر بوده و پذیرای پیشنهادات باشیم. مهم نیست در حال کارکرد کدام قدم هستیم، ما در هر مورد خاص میتوانیم در لحظه از خود ترازنامه بگیریم و با یک دوست بهبودی و یا راهنما صحبت کنیم. ما میتوانیم رویکرد خود برای کارکرد برنامه را به اشکال مختلف وسعت دهیم، با تازه واردان بیشتری حرف بزنیم، خدمت خود را تمام کنیم و دیگر در آن کمیته کاندیدا نشویم، و یا چالش جدیدی را به عهده بگیریم یا اینکه به سراغ نشریات برویم و سنتها را از کتاب اصول راهنما کار کنیم و یا هر روز بر سرفصلهای آن تمرکز کنیم. 

با هر مدتی از بهبودی هشیاری را به تنهایی تمرین نمیکنیم اغلب این اعضای NA هستند که ما با آنها صمیمی هستیم که متوجه میشوند – قبل از اینکه خودمان بفهمیم که داریم به سمت جاده خاکی منحرف میشویم، این چشمهای تیزیین و حامی یک دوست همدرد و خِرد است که به ما کمک میکند تا آنچه را که داریم حفظ کنیم و به ما شهامت میدهد تا مسیر متفاوتی را پیش بگیریم، ما دوباره الگویی جدید را خلق میکنیم.

 هشیاری مرا ،آماده در مسیر و آزاد نگه میدارد. من انتخابهای خود را بررسی میکنم آنها را با معتادی دیگر بازگو میکنم و پذیرای پیشنهادات میمانم تا الگوهای قدیمی مشکلات جدیدی برایم نسازد. 

معتادان گمنام افغانستان

روشن بینی و سنت سوم ۴میزان ( مهرماه )

روشن بینی و سنت سوم

۴میزان ( مهرماه )

 

 سنت سه از ما میخواهد تا روشن بینی را در رابطه با خود، دیگران و همینطور امکان تغییر به کار گیریم.

 

* اصول راهنما سنت سه برای اعضا*فقط برای امروز ۴ میزان (مهر ماه) مشاهده خود در دیگران

 

             〰️〰️〰️〰️〰️〰️

 

سنت سه که میگوید تنها لازمه عضویت در NA تمایل به قطع مصرف است صریح فراگیر و کامل است، ما حتی میتوانیم بگوییم این سنت ما را به انجام کاری ضروری دعوت می کند، وقتی عضوی از در جلسه وارد میشود ما درباره اینکه برای عضویت در NA واجد شرایط هست یا نه قضاوت نمیکنیم، به عنوان یک معتاد ما فقط تصمیم میگیریم که آیا خودمان واجد شرایط هستیم یا نه و تصمیم گیری در مورد دیگران را هم به عهده خودشان میگذاریم، مانند تمام اصول روحانی ای که در هر قدم یا سنت به کار گرفته می شوند، موضع ما در برابر روشن بینی هم نمیتواند اینگونه باشد که متوجه شدم این یک فرآیند مداوم است که نیاز به کار دارد، مابا خواندن نقل قولهایی از نشریات که در جلسات به طور مکرر و رسا میشنویم ما با مفاهیم معتاد کیست و یا بهبودی چیست روبرو میشویم، ما نیاز به خواندن نشریات گوش کردن به آنها و عمل به رهنمودهایشان داریم. نشریات از ارزشهای NA مانند فراگیر بودن و پذیرش همه معتادان صرف نظر از اینکه از کجا آمده ایم و یا چه شکلی هستیم چه ماده ای مصرف میکردیم و چطور مواد تهیه میکردیم یا چه مقدار مصرف میکردیم، آیا در رزومه ما چه چیزی نوشته شده جنایی یا غیر آن جذب چه کسانی میشویم، طریقه روحانی ما در گذشته اگر داشته ایم چه بوده و غیره حمایت میکنند. همه ما از نظر تئوری به اینجا خوش آمدهایم و به صورت ایده آل هم عملاً به یکدیگر خوش آمد میگوییم. محور عملی این سنت نه تنها روشن بینی بلکه محبت به خود و دیگران است.

 

 ما تصورات از پیش تعیین شده خود درباره حس تعلق را رد کرده و با خیال راحت در مییابیم که حتی کمی تمایل هم کافی است. ما تمایل پیدا میکنیم تا جزو گروهی شویم که ما را به عنوان عضو در خود پذیرفته است. برای بسیاری از ما این روند دشوار است چون در گذشته برای عضویت در هر چیزی مقاومت میکردیم، هر دو احساس عدم احترام به خود و کمبود فروتنی به ما میگفتند گروهی که پذیرای ماست و درب آن برای هر کسی باز ،است احتمالا گروه بازنده هاست، پس چرا به خودمان زحمت بدهیم؟

 

ما به خودمان زحمت میدهیم چون نا امیدیم و میخواهیم زندگی خود را بهبود ببخشیم، هر چه بیشتر رشد میکنیم روشن بینی اهمیت سلامت و رفاه دیگران را برای ما واضح تر میکند، اینها دری به سوی همدردی و عشق بی قید و شرط هستند. روشن بینی ما به حفظ اعضا در جلسات کمک میکند، اعضایی که شک داشتند معتاد محسوب میشوند، آنهایی که میترسیدند عضو گروهی باشند و یا گمان میکردند نمیتوانند پاک بمانند.

 

 

من روشن بینی را فعالانه تمرین خواهم کرد تا از عضویت خود بهره خوبی ببرم. من هر آنچه بتوانم انجام خواهم داد تا فضا را برای رشد دیگران فراهم کنم.

معتادان گمنام افغانستان

صداقت و خودآگاهی ۳ میزان( مهرماه )

صداقت و خودآگاهی

۳ میزان( مهرماه )

 

 صداقت پادزهر افکار بیمار ماست

 

*کتاب پایه فصل ۹ فقط برای امروز*فقط برای امروز۲۵ سنبله (شهریور ماه) تعادل عاطفی

 

با نگاه به زندگی دوران . مصرف به راحتی میبینیم که چطور دیدگاه ما نسبت به زندگی برای تطبیق و توجیه انتخابهای ما شکل میگرفت. خود فریبی نیمی از سرشت ما شده بود. برای جایگزین کردن آن با صداقت ما نیاز به تلاش و تمرین داریم حتی قبل از اینکه پاک شویم.

 نشانه هایی وجود داشت که چگونه صداقت به ما کمک می کرد تا با افکار نابهنجار خود روبرو شویم، یک جاهایی در دوران مصرف خیلی از ما آن لحظه وضوح را تجربه کرده ایم – اگرچه احتمالاً کلماتی برای تشریح آن در اختیار نداشتیم به جای استفاده از دروغهایی که به خودمان میگفتیم با موجی از آگاهی روبرو میشدیم که در آن میتوانستیم واقعیتهای لازم در مورد زندگیمان را تشخیص دهیم، حتی اگر برای یک لحظه هم که شده، پرده انکار کنار زده میشد تا به ما دیدگاهی تحریف نشده از خودمان و آشفتگی که خود ساخته بودیم را بدهد. البته که جالب نبود اما همان رویارویی کوتاه با واقعیت همراه ما ماند و ما را واداشت تا بتوانیم برای انجام کاری جدید آماده شویم، در نهایت ما به جلسات وارد شده و خود را به عنوان یک تازه وارد معرفی کردیم، ما اسم واقعی خود را میگوییم نفسی میکشیم و در ادامه میگوییم من یک معتادم، این اقرار بهانه قدیمی و کهنه ما را به اعتراف تبدیل میکند و ما را در ابتدای دوازده قدم قرار میدهد. ما با کمک قدمها که راهنمای ما هستند صادقانه با خرابه های گذشته خود روبرو میشویم و برای حفظ ارتباط با واقعیت تمرین میکنیم، بهبودی یک تمرین جمعی است و برای آموختن صداقت و بودن در اجتماع ضروری است.

 دوستان واقعی از تلاشهای ما برای صداقت با خود حمایت میکنند تا انتخابهایی در راستای آرمانهای خود داشته باشیم و هرگاه به دردسر افتادیم به ما کمک کنند دوباره به مسیر برگردیم، من اطرافم را با آدمهایی پر میکنم که وقتی میگویم حالم خوب است به حرف من اکتفا نکنند چون میدانند اینطور نیست، در انظار عمومی آنها در حالیکه با گوشه چشمشان حواسشان به من هست حرفم را تایید هم میکنند. اما وقتی با هم تنها میشویم از من سوالاتی میپرسند تا صداقت مرا به چالش بکشند ،مثلا از چه میترسی؟ و بدون این نقص الان کجا می توانستی باشی؟ با این موشکافی دقیق تَوَهم ما فرو میریزد، این نوع حمایت همراه با شهامت بسیار لازم است تا ما در برابر الگوهایی که در ما نهادینه شده و ناسالم است، مقاومت کنیم، صداقت ما را از شر افکار بیمارگونه رها میسازد و هر بار به جای سانسور کردن خودمان نقطه نظرات مان را بر زبان میآوریم به جای اینکه طوری عمل کنیم انگار همه چیزدان هستیم نا امنی های خود را آشکار میکنیم و یا به جای آنکه فکر کنیم خیلی خوب هستیم و یا به قدر کافی خوب نیستیم قدری فروتنی را تمرین میکنیم.

 

من برای ارزیابی صادقانه احساسات و رفتارهایی که از بررسی آنها دوری میکردم قدری زمان خواهم گذاشت برای داشتن زوایه بهتری از ،زندگی دست به قلم شده و با یک معتاد در حال بهبودی دیگر حرف خواهم زد.

 

معتادان گمنام افغانستان

اجازه ورود به عشق ۲ میزان ( مهر ماه)

‍ اجازه ورود به عشق

۲ میزان ( مهر ماه)

 این که اجازه دهیم دیگران ما را دوست داشته باشند خود نوعی عشق است.

 

پاک زیستن فصل4،مرگ مردن و زندگی توام با اندوهفقط برای امروز۲۴ سنبله (شهریور ماه) پر کردن خلأ

 

    〰️〰️〰️〰️

بهبودی در NA به ما این امکان را میدهد تا حتی زمانی که زندگی ما با از دست دادنها متلاشی شده، عشق را بپذیریم درد عاطفی این احساس را مخاطره انگیز میکند، اما ما فرصت را غنیمت شمرده شهامت خود را جمع میکنیم و تکیه بر دوستان همدرد خود میزنیم در چنین ،اوقاتی ما رشد میکنیم تا سپاسگزار همه آن چیزهایی باشیم که بهبودی به ما بخشیده است. اغلب اوقات غرور عدم اعتماد به نفس و ترس از طرد شدن ما را از درخواست کمک از دیگران یا قبول آن باز میدارد. برای آن که باری به دوش آنها نباشیم و یا نیازمند به نظر نرسیم خودمان را منزوی میکنیم و میگوییم خودم از پس آن بر می آیم. 

 

ما به باورهای آزاردهنده خود بیش از حد بها داده و به دیگران این فرصت را نمیدهیم تا به ما عشق بورزند، حمایت مان کنند و در خدمت ما باشند. ما از درد خود شرمساریم. از اینکه تا این حد شکننده باشیم احساس معذب بودن و ناراحتی میکنیم. ما پشت نقابی از خودکفایی و استقلال مخفی میشویم، 

البته که هیچ روش درست یا غلطی برای اندوه وجود ندارد اصلا غیر منطقی نیست اگر بخواهیم اوقاتی را به تنهایی با افکارمان و نیروی برتر تنها باشیم، احساس عمیق فقدان اجازه نمی دهد تا مرز تعادل بین تنهایی و انزوا را پیدا کنیم. ما بهترین سعی مان را میکنیم تا با خود صادق باشیم. وقتی به دیگران اجازه میدهیم تا در زمان اندوه ما را دوست بدارند و کمک کنند از تله باورهای قدیمی دوری میکنیم پذیرش عشق دیگران چه از روی لطف و چه از روی ،بیزاری بخودی خود یک عمل از سر عشق است و نتیجه آن اغلب به طور حیرت انگیزی به ما ثابت میشود، یکی از اعضا مشارکت میکرد بهترین” دوست من در اثر لغزش درگذشت. من فکر میکردم دیگران دوست ندارند از احساس من در موردش چیزی بشنوند اما بعد از مشارکتم کلی عشق و پشت گرمی گرفتم و این باعث شد تا ایمانم به NA دوباره احیا شود. دلیل پاکی امروز من همین است. “

امروز من به این فرآیند اعتماد خواهم کرد، درد را احساس میکنم و اجازه میدهم تا دیگران هم با من احساس کنند به دیگران اجازه خواهم داد مرا دوست بدارند حتی اگر ترجیحم این نباشد.       عشق

معتادان گمنام افغانستان

برنامه ریزی ما را پاسخگو میکند ۱ میزان ( مهر ماه )

برنامه ریزی ما را پاسخگو میکند

۱ میزان ( مهر ماه )

 

 

اعتماد به یکدیگر به معنی مردود دانستن پاسخگویی نیست، ما روالی را برمی گزینیم تا از خود و خدمتگزاران مورد اعتمادمان در برابر اشتباهاتی که همه ما به عنوان معتاد در خطر انجام آنها هستیم حفاظت کند.

 

اصول ،راهنما سنت 12، در حین خدمت*بازکردن گره های زندگی با دعای آرامش ۱۱ سنبله ( شهریور ماه )

 

      〰️〰️〰️〰️〰️〰️

 

یکی از اعضا مشارکت میکرد خدمت در NA به من آموخت تا ابتدا فردی مسئول و سازنده برای جامعه شوم، خدمت کردن به من مهارت و دانشی داد تا راه خود را در دنیای بیرون از NA هم پیدا کنم به گمانم اینها – درسهای مخفی – در خدمات NA هستند. از این نگاه، ممکن است پاسخگویی یکی از درسهایی باشد که یاد میگیریم.

 

درسهای مربوط به پاسخگویی از اولین جلسه اداری گروه خانگیمان شروع میشود و در خدمات مختلفی که بعدها بر عهده میگیریم ادامه پیدا میکنند. یکی از اولین چیزهایی که یاد می گیریم این است که در NA کارها به ترتیب انجام میشود ما تجربه قبلی در مورد آن نوع از پاسخگویی که پس از خرابکاری به وجود میآید داشته ایم، در NA ما اغلب تمرکز خود را بر روی موفقیت یکدیگر میگذاریم برای اجتناب از اشتباهات ما سعی میکنیم پیشاپیش وظایف را مشخص کرده و توقعات خود را به زبان آوریم و سپس تلاش میکنیم با شفافیت ارتباط و حمایت به پیش رویم، وجود اقدامات ایمنی بجا به ویژه زمانهایی که ممکن است پای پول و منیت درمیان باشد کمک میکند تا از خدمتگزاران مورد اعتماد و NA محافظت کنیم. ما از پیش بدترین انگیزههای خود را بررسی میکنیم تا احتمال اشتباه در قضاوت خود را محدود سازیم. خزانه داری که از عضو دیگری برای تایید سنت هفتم کمک می گیرد در واقع از وسوسه خود دوری میکند، مسئول کمیته فرعی که خدمت خود را با اطلاع رسانی دنبال کرده و مرتباً از دیگران راهنمایی میگیرد کمتر امکان سرکش شدن و خود مدیریتی دارد. این نوع از پاسخگویی بازدارنده در زندگی شخصی ما هم کاربرد دارد. در جوامع زیادی در NA ، اعضا مختلفی از یک گروه حمایتی تشکیل میشوند تا مدیریت دوره درمان بعد از جراحی یک عضو دیگر را بر عهده بگیرند مثلا شفافیت در مورد تعداد قرصهای تجویز شده میتواند از آن عضو گروه حمایت کند. ما میتوانیم ربط پاسخگو بودن را در سیاست رفتاری یک عضو هم مشاهده کنیم وقتی که قرار است در یک قرار ملاقات از خودش محافظت کند، یکی از اعضا میگفت من” قرارم را برای نوشیدن یک قهوه در طی روز میگذارم و لباس باوقاری میپوشم، یادآوریهای کوچک میتواند به ما کمک کند تا طبق استاندارهایی که خود تعیین می کنیم، زندگی را پیش ببریم.

 

من به دنبال راهکارهایی خواهم بود تا در زندگی و خدمات، مرا در برابر خودم و دیگران پاسخگو نگه دارد.

معتادان گمنام افغانستان

ارزش هم دلی ۳۱ سنبله ( شهریور ماه )

ارزش هم دلی

۳۱ سنبله ( شهریور ماه )

 

 هم دلی به این معنی است که ما یکدیگر را در مییابیم و به تیرگی، رنج و عشقی که در درون همه ما پنهان گردیده پی میبریم و یکدیگر را درک میکنیم 

 

پاک زیستن فصل ۵ ، ، “انجمن”

 

 〰️〰️〰️〰️〰️〰️

 

به عنوان یک تازه ،وارد ما وقتی مشارکت میکردیم و اعضای NA به ما میگفتند: میفهمیم ، اغلب به آنها شک میکردیم، زمانی که کسی میگفت: “من هم همان جا بوده ام.” با خود فکر میکردیم امکان ندارد کسی چیزی که بر سر من آمده را تجربه کرده باشد. و حتی بیشتر میترسیدیم وقتی کسی میگفت تو را درک میکنم و این یعنی اینکه او میداند من چقدر وحشتناک هستم،در ابتدا خیلی از ما همدلی دیگران را رد میکنیم زیرا آن را با دلسوزی اشتباه میگیریم، و انگار کسی به ما ترحم میکند. آنچه که بعد از ادامه جلسات متوجه میشویم این است که دوستان همدرد ما در NA با ما درد میکشند. ما همدیگر را میفهمیم. ممکن است شرایط و تجارب ما با هم فرق کند، و حتی منحصر به فرد باشد، اما رنج ما با هم یکی است. همه ما در حالی به اولین جلسه NA خود آمدیم که برای حفظ اعتیادمان جنگیده و در آن شکست خورده بودیم.

 

با گذشت زمان ارزش همدلی آشکار میشود، بعد از اینکه در برابر این حقیقت که ما به NA تعلق داریم تسلیم میشویم این احساس همدلی دیگران است که آنقدر به ما احساس امنیت میدهد که حاضر به دریافت کمک میشویم، ما یاد میگیریم که نیازی به پنهان شدن نداریم و میتوانیم ماسکی که داشتیم را برداریم، چه این ماسک از سر ترس، حق به جانبی، مظلوم نمایی و یا برای نامرئی شدن بود، ما به دیگران اجازه میدهیم تا و رای ظاهرمان ما را ببینند و می پذیریم که آنها ما را درک میکنند. در عوض، ما هم شروع به شناختن و هم دلی کردن با دیگر معتادان در جلسات میکنیم. 

 

درک شدن توسط بقیه به نوع دیگری هم میتواند ترسناک باشد چون ما افرادی را میبینیم که در موقعیتی شبیه ما قرار داشته اند و از خود عملکرد مثبتی نشان داده اند. آنها پاک هستند و مسئولیت زندگی، روابط و انتخابهای خود را بر عهده گرفته اند، دریافت همدلی از سوی آنها به ما کمک میکند تا آسیب خود را عمیقاً رها کرده و راهی پیش روی خود باز کنیم، در نهایت از اینکه این کار را انجام دادیم احساس سپاسگزاری میکنیم. پذیرش هم دلی دیگران برای ما آسایش به همراه دارد. همانطور که ما قسمتهای تاریک و رنج یکدیگر را درک میکنیم قادریم تا عشق و خوشی یکدیگر را نیز احساس کنیم، ما نه تنها به خاطر خرابه های مشترک خود با دیگران بلکه روش رویارویی با آنها قادریم تا به طور کامل همدیگر را بفهمیم این موضوع را نیز باید در نظر داشته باشیم.

 من تصديق میکنم که آن حس دیده شدن و درک شدن توسط بقیه به من کمک کرده است تا التیام پیدا کنم، به همین دلیل است که امروز میخواهم پذیرای معتادان دیگری باشم که با من همذات پنداری میکنند و با آنها ارتباط برقرار میکنم. میدانم که تنها نیستم.

 

معتادان گمنام افغانستان

بخشیدن دیگران بخشیدن خودمان ۳۰ سنبله ( شهریور ماه )

بخشیدن دیگران بخشیدن خودمان

۳۰ سنبله ( شهریور ماه )

 

بعضی اوقات فرآیند بخشش خودمان با بخشیدن دیگران به خاطر عدم گذشتشان آغاز میشود.

*پاک زیستن، فصل ۵ جبران خسارت و اصلاح*فقط برای امروز۲۱ سنبله (شهریور ماه) افق های جدید

   〰️〰️〰️〰️〰️〰️

 در نگاه اول این نقل قول ممکن است مانند یک معما به نظر رسد، اما تجربه ما حکمت آن را تایید میکند. انسان امید به بخشیده شدن دارد. علیرغم توصیه های هشداردهنده، ما گاهی اوقات از نحوه پاسخ به جبران خسارات خود، توقعاتی داریم، ما درباره چگونگی و اینکه چه وقت بخشیده خواهیم شد افکاری را در سر داریم و در انتظار آسایشی هستیم که با خود به همراه خواهد داشت – فقط گاهی ناامید میشویم این قابل درک است که با توجه به خسارتی که زده ایم احتمالاً برخی افراد نمیتوانند به سرعت ما را ببخشند. با این وجود این موضوع دردناک است، این جمله حکیمانه متعارف حالا حتی برای ما معنای بیشتری پیدا میکند که توقعات همان رنجش های زودرس هستند. فارغ از بازخورد جبران خسارت ،خود ما بهترین سعی خود را میکنیم تا قسمت خود را تمیز کرده و از هر فکر بیماری دوری کنیم. 

ما مالک آسیبی هستیم که ایجاد کرده ایم و جدی تلاش میکنیم تا اشتباهات خود را جبران کنیم و رفتار خود را تغییر دهیم ما آن انتظاراتی را که در مورد دریافت بخشش داشتیم رها می کنیم، احساسات سختی را که برای آن آماده کرده بودیم کنار میگذاریم و – با گذشت زمان – خود و کسانی که قادر به بخشیدن ما نیستند را میبخشیم. رها کردن همه اینها باعث ایجاد فضا در میان افکارمان شده و انرژی زیادی آزاد میشود. 

ما نباید وابسته به چگونگی پیشرفت جبران خسارات خود و یا بازخورد آن باشیم ما کاری که باید را انجام داده ایم تا همه چیز درست شود، شاید دیگران متوجه این موضوع بشوند و شاید هم نشوند، این اقدامات ما را به یک لایه عمیقتر از پذیرش خود میرساند – چه کسی بودیم و حالا چه کسی هستیم با ادامه کارکرد دوازده قدم، ما قادریم توان خود را برای تبدیل شدن به بهترین نسخه خود، به کار گیریم.

 امروز با کسانی که هنوز مرا نبخشیده اند هم دلی خواهم کرد. من در تمرین قدم یازدهم به بخشش فکر خواهم کرد و در سطحی عمیق تر به دنبال بخشش خواهم بود من دیگران را به خاطر نبخشیدن خود میبخشم*

 * بخشش*

معتادان گمنام افغانستان

این وبسایت متعلق به معتادان گمنام افغانستان  میباشد